مقصدجانئـنگ یدینجی يئلي مناسيبتلی:
قينانچ خطی!
هامراق گؤوون، مهر سينگن گؤزلرينگ، نيرأ اوچـدی گؤز آلنيمدان، بالام هی؟ مگر اقبال يازيپميدير، آلنينگدان، گؤز آلنيمدان نيرأ اوچدونگ ،بالام هی؟  *********
هفتمین سالگرد روانشاد فرزندم: را با قلبی پر از اندوه و حسرت دوباره تجديد خاطره می کنيم. پسرم! ای گل بهار نديدهام، تو اوّلين فکرمان در صبح و آخرين فکرمان درشب. هفتمین سالگرد وفات تو در انتظار این بهار با تمام غمها و افسوس ها دوباره آمد. و به خاطر ميآورد روزی که فراموش نشدنی است.
پسر عزيزم! در اين روز ناخواسته خانه ات را بدون خداحافضی ترک نمودی. امّا اين را بدان! خاطرات تو هرگز فراموش نخواهد شد و قلب شکسته مان همانند رفتن ناگهانی ات، بازگشت ناگهانی ات را طلب می کند. ای کاش! اين رؤيا به حقيقت می پيوست..... به مزار سردت نيايم و در بستر گرمت تو را در آغوش کشم و روزهای خوش گذشته را دوباره با تو عزيزم شريک، و روزهای ترسناک را که فقط من و تو شاهد آن بوديم از خاطره ها محو نمائيم. برای هميشه تو را دوستتت داريم. اگـر اشکها پله بسازند و خاطرات خط ها را، به بهشت خواهم آمد و تورا همراه خود به خانه ات برمی گردانم. ... 
با داغ فـراوان: پدر و مادرت  |