تبليغاتX
مــقــصــد

بـه یـادبـود شـادروان پسرم مـقـصـدصـالـح

چنانچه در آپدایت پیشین مشاهده کرده باشید، بخش سوّم انشاء مقصدصالح را بروز رسانده بودیم. اینک می پردازیم به بخش چهارم این موضوع ...!

****

 موضوع : زندگی نامه من در ترکمنستان ( قسمت چهارم ) 

 

* از جدائی  تا ديـدار پـدر

 

اوايل تابستان فصل درو گندم وجو فرا ميرسيد و پدر بزرگم که دارای همه امکانات کشاورزی بود، در هنگام درو مرا جا نميگداشت و بهمراه خود با وانت بار نيسان بهرجا که ميرفت می برد. من از اينکه همراه پدر بزرگم بودم، خوشحال ميشدم. بعداز اينکه ايّام درو در منطقه روبه اتمام ميرسيد، کمباين داران جهت رفتن به جاهای دور از منطقه آماده ميشدند. من از پدر بزرگم خواستم مرا نيز بهمراه خود ببرد. پدر بزرگم گفت که: -پسرم! آنجا ها جای شما بچّه های کوچک نيست.

گفتم:- پدربزرگ! من ديگر بچّه نيستم. خودت نگفتی که تو ديگر مرد شدی.

پدر بزرگم گفت: صالحی جان! تو هنوز سن و سال ات به آن حدّی نرسيده که بتوانی در گرمای طاقت فرسای تابستان دشت و صحرا همراه ما باشی پسرم!

    بدين ترتيب با نااميدی در منزل، پيش مادر بزرگم می ماندم. منزل پدری مادرم در بخش شمالی رودخانه گرگان بود که به آن بزبان محلّی " قايراسئن" می گفتند. حال آنکه منزل پدری پدرم در قسمت عليای اين رود واقع شده بودکه به آن عنوان " ايلرسين" می ناميدند. وقتی که می خواستم نزد دائيهايم بروم معمولاً از روی پل آهنی بزرگی که راه بزرگ کميش تپّه را به طرف جنوب يعنی مسير بندرترکمن را بهم وصل ميکرد، عبور ميکردم. در ضلع جنوبی پل، جائيکه به خيابان وصل ميشد، در دو طرف راه به موازات طول خيابان دو رديف مغازه های قديمی رو به روی هم وجود داشت که مصالح بعضی از آنها در دوران رابطه با کشورهای شمالی از روسيّه آورده شده بود. من به همراه خواهرم مارال معمولاً از منزل پدر بزرگم به منزل بابابزرگم نزد دائيهايم ميرفتيم که تا رسيدن ما به آنجا مادرم دلواپس ميشد. تابستانها آب رودخانه نسبت به فصول بارندگی راکد، زلال و کم عمق ميشد و آب از جانب دريا به آن جاری ميشد. بهمين جهت آب آن نسبت به قبل شور ميشد. من معمولاً با بچّه های همسن وسال خود در آن آب تنی ميکرديم. اولّين روشهای شنا را در آنجا فراگرفتم.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط مقصد در ساعت 15:14 | لینک|   |  |...........................................................|بطرف بالا
دکتر غیادی،عضو كميته تبارنامه اسب فدراسيون سواركاري ايران
عضو كميته تبارنامه اسب فدراسيون سواركاري ايران گفت: شناسائي ژنتيكي و صدور كد بين‌المللي براي اسبها، جايگاه حقوقي و مالكيت معنوي اسب ايراني را در جهان تضمين مي‌كند.

 "عبدالجليل غيادي " روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: كد بين‌المللي ژنتيكي در آزمايشگاههاي مجامع علمي دنيا عامل مهم در دفاع از جايگاه حقوقي اسب در جهان به شمار مي‌رود.
مسوول كميته علمي و تحقيقات جشنواره "اسب تركمن" در گنبدكاووس گفت:
اگر چنانچه جايگاه يا خصوصيت خاص ژنتيكي در هر اسبي كشف شود با وجود كد ژنتيكي اسب، مالكيت معنوي آن به رسميت شناخته مي‌شود و اين امر يكي از موارد مهم در تدوين آيين‌نامه صادرات اسب بومي ايران است.
غيادي در ادامه با اشاره به جايگاه تاريخي اسب تركمن آن را ذخيره ژنتيكي و ثروت ملي دانست و تصريح كرد: اسب تركمن به عنوان ذخيره ژنتيكي ارزشمند با تنوع زياد و تواناييهاي ويژه، اگر به شكل علمي و استاندارد و مورد قبول مجامع علمي دنيا قرار گيرد، مي‌تواند به عنوان يك اسب مدرن امروزي در عرصه‌هاي ملي و بين‌المللي نقش اقتصادي ايفا كند.
وي افزود: بر اساس مطالعات صورت گرفته و مدارك مستند، اسب تركمن به عنوان پايه پدري اسبهاي مدرن امروزي دنيا، در تكامل و شكل‌گيري بسياري از آنها نقش اساسي داشته است.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط مقصد در ساعت 1:4 | لینک|   |  |...........................................................|بطرف بالا
گــوندوغار عالمینینگ بيک عقلداری مختومقلی فـــراغی

گــوندوغار عالمينينگ بيک عقلداری مختومقلی فراغی نينگ ۲۷۴-نجی يئل دؤنيمينی بوتين دنيا ترکمنلرينه قوتلاماق بيلن قوی بو عقل گاميسينينگ بيک فراساتی بوتين ترکی خلقلارئنئنگ آغزی بيرليگينه اؤوريلسين!

   *۲۷۷/مين سالگرد ولادت اين منبع حيات معنويّت- الهام بشريّت و مباهات ترکمن بر همه ترکمنان دنيا چه در داخل کشورمان ايران و چه در خارج از کشور مبارک باد!

بگــذار! اين سرچشمه منوّر فرهنگ و معنويّت- ميثاق و الهام اتحّـاد و همبستگی تمامی ترک زبانان ايران و جهان و بيداری روشنفکران مترّقی ملّت فارس گردد!

   * کشور فدرال کانادا

   * مـــدیـــریــّت وبـلاگ مقصد 

نوشته شده توسط مقصد در ساعت 20:16 | لینک|   |  |...........................................................|بطرف بالا

در جهاني اين چنين بي رنگ و پر نيرنگ

گيج و بي سامانم

من ازاين دار فساد

بس به تنگ آمده ام

هر چه كردم فرياد

كه مرا گوش دهيد

بي اثر بود و عبث

واي از تنهايي

من از اين تنهايي

بس به تنگ آمده ام


خوشحال میشم به دیدنم بیائی
منتطرتم

نوشته شده توسط مقصد در ساعت 1:2 | لینک|   |  |...........................................................|بطرف بالا