تبليغاتX
مــقــصــد

بـه یـادبـود شـادروان پسرم مـقـصـدصـالـح

چنانچه در آپدایت پیشین مشاهده کرده باشید، بخش هشتم انشاء مقصدصالح را بروز رسانده بودیم. اینک می پردازیم به بخش نهـم این موضوع ...!

****
 موضوع : زندگی نامه من در ترکمنستان ( قسمت نــهــم ) 
 
* از جدائی  تا ديـدار پـدر 
 

در اين لحظه متوچّه شديم که دم در کوپّه ای که ما نشسته بوديم، پر از مراجعين شده است. همه با تعجب و شگفت زده به واقعه ای که اتفّاق داشت می افتاد، تماشا ميکردند. تا آنها پی بردند که ما يک خانواده ايرانی هستيم، سراغ اقوام و خويشان خودرا در ايران می گرفتند. يکی ميگفت:"- خاله! شما قوم و خويش مارا که اسمش فلانی است، نمی شناسی؟"، ديگری ميگفت:" پدر بزرگ من که اسمش فلانی است، الآن زنده است؟"، " خاله! شما قوشلی دائی را در خواجه نفس می شناسی؟"، " خواهر! شما وليجان آقا را در چارقلی نمی شناسی؟"،" عمّه جان! شما عبدی جان آخوند را در کوميش تپّه می شناسيد؟ ... دهها پرسش از اين دست سؤالها می پرسيدند که البـتّه، مادرم قريب به اتفاق کسانی را که پرس و جو ميکردند می شناخت و آنها با تعجّب سراغ آنها را می گرفتند. پليس همراه ما آنها را از آنجا بيرون راند و در جلوی کوپه ای که ما در آن بوديم خطاب به آنها گفت:

- خاله مايه بی بی يک ماه ديگر به شهرستان نفت داغ تشريف می آورند. هرکس بخواهد سراغ اقوام و خويشان خودرا بگيرد همان موقع بيايند!

پليس اين را گفت و در کوپّه را بست و گفت: ....


ادامه مطلب

نوشته شده توسط مقصد در ساعت 1:2 | لینک|   |  |...........................................................|بطرف بالا

گفتي که بيا !!
بيا و بنويس !
اين قلم اين کاغذ
اين همه مورد خوب ؟
خنده ام ميگيرد !
که چرا بعضي ها ؟
اينقدر خوش بينند ؟
که در اين دهر بزرگ
اين همه مورد خوب ميبينند ،
گفتي که طاقت اين کاغذ تو طاق شده پيکر تنها قلمت خرد شده ....
زير آوار دروغ !
من چه گويم ز دروغ ؟
من چه گويم ز ريا کاري افراد دورو ؟
من چه گويم ز همراهي اين مردم سر تا پا کبر ؟
اگر آن کاغد تو طاقتش طاق شده !
کاغذ من زدروغ ناله اش ساز شده !
و اگر پيکر تنها قلمت خرد شده !
قلم من ز شرمندگي اين همه درد آب شده !
گفتی که بيا سر اين قصه بگير و بنويس :


ادامه مطلب

نوشته شده توسط مقصد در ساعت 0:36 | لینک|   |  |...........................................................|بطرف بالا

وبلاگ مرکز آموزش و توانبخشی خصوصی آرامش 

آيا مي خواهيد فرزندتان حرف شنو باشد؟

اگر مجبوريد يك حرف را چندين مرتبه براي فرزند پيش دبستاني خود تكرار كنيد تا گوش كند، اين مطلب را مطالعه  كنيد. عده اي از پدر و مادرها وقتي مي بينند فرزند كوچكشان به حرفهاي آنها در لباس پوشيدن يا در جمع كردن وسايلش و ... توجهي نمي كند و به تماشاي تلويزيون يا بازي ادامه مي دهد دائم صدايش مي كنند و فرياد مي كشند. آنها فكر مي كنند كه هر چه بيشتر حرفشان را تكرار كنند ، فرزندشان سريع تر گوش مي دهد. در حقيقت، قضيه بر عكس است. به طور معمول اگر قبل از انجام كاري گفته خود را 4 ، 5 يا 6 مرتبه تكرار كنيد، بچه مي آموزد كه نبايد گوش دهد.  بچه ها زرنگتر از آن هستند كه ما فكرش را مي كنيم. آنها ارزش زماني كه براي اولين مرتبه او را صدا مي كنيد و زماني كه واقعاً با او كار داريد را مي دانند و احتمالاً از 5 يا 10 دقيقه اضافي استفاده كرده و به بازي خود ادامه مي دهند. اگر چه هنگامي كه بچه، خود را به نشنيدن زده و يا حرفتان را جدي نمي گيرد، بسيار ناراحت كننده است ، ولي بچه هاي 4-3 ساله از اين كه مي توانند با بي اعتنايي و گوش ندادن ، والدين را عصباني نمايند، احساس قدرت مي كنند. پس با اين قضيه به طور شخصي برخورد نكنيد. بچه ها در اين سن نمي خواهند كه بد و بي ادب باشند، آنها فقط مي خواهند استقلال خود را نشان دهند.... ادامه دارد 

منبع اصلی مطلب
نوشته شده توسط مقصد در ساعت 19:20 | لینک|   |  |...........................................................|بطرف بالا