تبليغاتX
مــقــصــد - متن سخنرانی برای معرّفی ترکمنصحرا

مــقــصــد

بـه یـادبـود شـادروان پسرم مـقـصـدصـالـح

از جمله ملیّتهائی که در تاریخ ایران حضور همیشه فـعّـال دارند، ترکمنها می باشند. این سرزمین در کناره های جنوب شرقی بحر خزر که شمال شرقی ایران را شامل میشود، واقع شده است. از شمال به ترکمنستان شمالی، از جنوب مشرف بر کوههای البرز و از سمت شرق شامل خراسان شرقی و شمالی میشود. امروزه بخش عمده این سرزمین را بنام استان گلستان شناخته میشود که قبل از آن در ترکیب استان مازندران قرارداشت.

اجمالی در تاریخ ترکمنان:

 بنا به گفته مرحوم دهخدا تركمان يا تركمن نام قومي است ترك در آسياي مركزي اين نام از قرن پنجم هجري (11 ميلادي ) تحت شكل جمع فارسي تركمانان ، توسط نويسندگان ايراني ، مانند گرديزي، ابوالفضل بيهقي، خواندمیر و بقیّه استعمال شده بهمان نحو كه اغزدر تركي و غزدر عربي و فارسي بكار رفته است.

ترکمنها از نظر تاریخ در ایران قدمتی هزار ساله دارند که در دوّمین فاز مهاجرت اقوام از جانب ترکستان وسیع که از شمال چین تا دریای خزر گسترده بود، در فلات ایران مستقر میشوند که آن ایاّم مقارن است با تشکیل حکومت غزنویان در خراسان بزرگ. بعداز حمله اعراب به ایران و با سقوط سلسله ساسانیان تا حضور سلاطین غزنوی، زبان فارسی جلوه عمومی خودرا از دست داده بود، رسم انتخاب زبان فارسی بعنوان زبان دیوانی دولت برای اوّلِبن بار از جانب سلطان محمود غزنوی به رسمیت شناخته میشود. بعداز غزنویان ترکمنهای سلجوقی امپراطوری بزرگی را در ایران تشکیل میدهند که برای اولیّن بار در تاریخ بشریّت شکل حکومتی فدرال را انتخاب و ترویچ میدهند. در آن دوره اقصاء نقاط ایران دربین اتابکان سلجوقی تقسیم شده بود. از جمله اتابکان کرمان، اتابکان فارس، اتابکان اعراب و عراق، اتابکان اعراب و عجم، اتابکان آذربایجان و آتابکان روم در آسیای صغیر و ...، که در روابط اجتماعی و سیاسی داخلی مستقل و در روابط مملکت داری تابع حکومت مرکزی که در آن ایّام ابتدا اصفهان و بعدها به مرو ( ماری امروزی در ترکمنستان مستقل شمالی قرار دارد.) انتقال داده شده بود، می باشند.
 
     علاوه بر اين، اسناد و مدارك تاريخي نشان مي دهد كه تركمن ها در زمان سلجوقيان، در نواحي اترك و گرگان و قراقوم، چراگاه و يورت داشته اند. تا آنجا كه سلاطين سلجوقي زمين و اقطاع آنها را برسميت مي شناختند. اسناد ديوان سنجر حاكي از آن است كه براي تركمن ها ، شحنه و داروغه در نظر گرفته مي شد. در سندي كه از طرف ديوان سنجر درباره انتخاب ايناج بلكالوغ جاندار بيگ بعنوان شحنه تركمانان گرگان صادر شده ، از اين طايفه بعنوان شايسته ترين طبقات ياد گرديده است.

در اين فرمان به شحنه مذكور دستور داده شده است ، كه با مردم تركمن به نيكي رفتار كند ، وبران ها ماليات جديد وضع ننمايد، و نيز مانع شود كه به حقوق يكديگر ،تجاوز كنند. در اين فرمان همچنين به بزگران تركمن تذكر داده شده ، كه هر تقاضائي از حكومت دارند با شحنه در ميان نهند.

بعداز سلجوقیان حضور ترکمنهای خوارزم که از درون ایالت اتابکان خوارزم  برخاسته بودند، برجسته میشود که آن ایّام مقارن بود با حمله مغول که رشادتهای سلطان جلال الدّین در تاریخ جزو استوره های ما ایرانیان بویژه ترکمن زبانان است، می باشد.  

 

در آن دوره از تاریخ نواحی شمال ایران که امروزه شامل ترکمنستان شمالی و ترکمنصحرای ایران میشود با عنوان دشت قپجاق یا ترکستان، در تاریخ بعنوان موتور محرک دولتهای ایران شناخته میشود. یعنی پتانسیال حکومتهائی که در ایران تشکیل میشدند، بود. چنانچه در دوره غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان این نواحی مورد توجه خاص حکام ترکمن ایران بودند.

ترکمنها را از نظر تاریخ اثنیکی به دو گروه میتوان تقسیم کرد. آن طوایفی که در یک پروسه دیاسپورائی جغرافیائی در مکان خاصی ماندگار شده اند. آنها ارزشهای اثنیکی و ملی خودرا حفظ نموده اند. ترکمنهائی که در جوار فرهنگهای غیر ترکمنی در مملکتداری حکومتهای وقت حضور داشتند و در ایران دولت تشکیل داده اند، بعداز چرخش مذهبی از مذهب اهل سنت به اثنی عشریّه در ایران در قرن پانزدهم و شانزدهم  روبه مستحیل شدن گذاشتند.  حادثه فوق رویداد مهمی برای اروپائیان شده بود که در طی آن 9 طایفه حاکم در ایران که شامل اوستاچلوئیها، تکه لوئیها، بیگدلی ها، صفویان، افشارها، قاجاریان، بهارلویها، بایندریها، ذوالقدرها، قره باغیان، و دیگر طوایف کوچک و بزرگ که در طول این پانصد سال فرهنگ اثنیکی خودرا تعویض کرده  و در یک فرهنگ عمومی ایرانی موجب شده است.

آن گروه از اقوام ترکمن که در یک جغرافیائی مشخص مانند ترکمنصحرای ایران یا ترکمنستان شمالی  ماندگار شده اند تا به امروز فرهنگ اثنیکی خودرا حفظ کرده اند. 

با شروع دوره سرمایه داری پیشرفته در قرون 18 و 19 شمال ایران  در طی مخاصمات با دول غربی مثل روسیه طی معاهده های گلستان، ترکمنچای که مربوط به نواحی غربی دریای خزر و در طی معاهده آخال نواحی شرقی دریای خزر که شامل بخشهای شمالی ایران میشد، روسیه به تصرف خود درآورده است. بعداز قرارداد آخال نواحی صحرائی دشت قپچاق (ترکمنستان امروزی و ترکمنصحرا) به دو بخش شمالی و جنوبی تفسیم میشود که بخش جنوبی آن امروزه ترکمنصحرای ایران است که به نوبه خوذ به سه استان گلستان، خراسان غربی و شمالی منفک شده اند. ...

اوضاع اقتصادی و معیشتی ترکمنهای ایران:

مناسبات اقتصادي اجتماعي تركمن صحرا تا سال 1312/ش.
اقتصاد ترکمنها از قدیم الایّام بر پایه اقتصاد عشیرتی رشد کرده است. بدین معنا که هر طایفه برای خود نواحی خاصی را تصاحب نموده و در آن به دامداری یا کشاورزی مشغول میشده اند.  مالكيت جمعي و قومي در ترکمنصحرا تا سال 1312/ش. در تحت تصرفات مالكانه مردم تركمن بود، كه نسبت به تمام اراضي مالكيت جمعي و مشاع داشتند. بديگر سخن، در اين نظام اصولي بنام مناسبات ارباب و رعيتي و نظائران حاكم نبود.
 مناسبات اقتصادي در ترکمنصحرا تحت شرایط اصول مالكيت نسبت به آنچه كه در ديگر نقاط كشور جريان داشت، كاملا متفاوت بود. در اين نظام كسي براي كشت و زرع متعرض ديگري نمي شد. هر يك از طوايف تركمن، اراضي مشخصي داشت كه حدود و ثغور آن بين افراد طوايف مختلف، معلوم و محترم بود. اين محدوده اصطلاحا «يورت» آن طايفه خوانده مي شد. يورت ها بوسيله حريمي از هم تفكيك مي شدند. طبق نوشتجات گذشتگان، مردم تركمن به دو دسته موسوم به چمور و چاروا، تقسيم مي شدند. چمورها، كساني بودند كه به كشت و زرع، اشتغال داشتند و عمده فعاليت آن ها كشاورزي بود و از اين طريق ارتزاق مي نمودند.
البته اين دسته، دام هم داشتند، ولي تعداد دام هاي آن ها، آن چنان نبود كه عنوان دامدار پيدا كنند. چمورها ساكن بودند و كوچ نمي كردند. دسته ديگر،‌ چارواها بودند، كه اشتغال عمده آنها دامداري بود. آنها بدنبال مرتع از جائي به جای دیگر نقل مكان مي نمودند. به بیان دیگر ييلاق و قشلاق (سردگاه و گرمگاه) مي كردند. ولي نه چندان كه عنوان زارع بيابند. توليدات زراعتي آنها، حالت خود بسندگي داشت. انگيزه اصلي در اين نظام، بر طرف كردن حاجت هاي شخصي از طريق خود مصرفي در خانه يا «اوي» و يا در اوبه ‌و نيز فروش اضافه توليد در بازارهاي محلي بود، بدون اينكه كسي حق داشته باشد از ثمره و دسترنج ديگري استفاده كند. در اين نظام، هر يك از طوايف مي توانستند، در صورت خشكسالي و كافي نبودن علف، و يا اشكالات طبيعي در يورت طايفه ديگر به كشت و زرع  و چرانيدن اغنام و احشام خود بپردازند، بدون اينكه نيازي به كسب اجازه از طايفه صاحب يورت باشند و يا ملزم گردند باج مرتع و يا بهره مالكانه بپردازند.
شرائط جغرافياي طبيعي، و خصوصيات انساني تركمن، چنين وضعي را اقتضاء مي كرد. در اين خصوص دكتر ا. ك. لمبتون چنين مي نگارد. " ... زمين تركمن ها بي نهايت حاصلخيز است و هر قبيله در هر جا كه فرود ايد در زمين پيرامون خود همچون يورت شخصي يا موروثي خود عمل مي كند…". هر چند كه در صحراي تركمن «بهره مالكانه» و «باج مرتع» بين طوايف تركمن معمول نبود، و هيچكس خود را محق به تحصيل چنين درآمدي نمي دانست.
 
مديريت مشاركتي در جامعه تركمن
 
در گذشته هر يك از ايلات و عشاير ايران، معمولا خان و رئيس ايلي داشتند كه همه ملزم به اطاعت او بودند. پس از اينكه خان فوت میکرد،‌ معمولا خان زادگان به جانشینی آن انتخاب و امور ايل را اداره مي كردند و از حاكميتي بي قيد و شرط برخوردار بود. اين رسم نسل اندرنسل ادامه مي يافت. اين اصول هنوز هم تا حدود زيادي بين ايلات و عشاير جنوب و غرب كشور معمول است. در صحراي تركمن چنين اصولي، وجود نداشت. هر كس بنا به استعداد شخصي و اعتقادات مذهبي و رعايت اصول اخلاقي، مي توانست مورد تاييد و احترام ديگران واقع شود و شخصيت برجسته اي در ميان طايفه تحصيل نمايد. پس از مرگ او، شخصيت ديگري، بدون اينكه نسبتي با شخصيت قبلي داشته باشد، به اين مقام مي رسيد.
هر يك از طوايف تركمن، به وسيله شورائي كه از «ياشولي ها» يا به عبارت دیگر ريش سفيدان تشکیل میشد، بدون اينكه مقررات مدوني را جع به اداره اجتماعی وجود داشته باشد، اداره مي شد.  اگر كار مهم و مساله و اشكالي پيش مي آمد، بلادرنگ يا شولي ها بدور هم جمع مي شدند و جلسه خود را تشكيل مي دادند و پس از بحث و گفتگو و بررسي دقيق موضوع، تصميم معقول مي گرفتند. سپس موافق و مخالف براي اجراي راي شورا دعا مي خواندند و همگي چه موافق و چه مخالف بپا خاسته  و با عزمي راسخ متفقاً براي اجراي آن تصميم به راه مي افتادند. اگر موضوع راجع به يك اوبه بود، يا شولي هاي آن اوبه، واگر بزرگ تر بود يا شولي هاي طايفه و چنانچه مربوط به صحراي تركمن بود يا شولي هاي تمام طوايف تركمن، به شور مي پرداختند. دكتر لمپتون چنين مي نويسد: " ... تمام ايل زير فرمان يك ايلخان نيست. در مواقع لازم بزرگان و شيوخ و ريش سفيدان او به گرد هم مي آيند و با هم مشورت ميكنند و بر وفق نظر اشخاص مبرز و بزرگان و حتي افراد ساده ايلي، نسبت به كارهائي كه بايد انجام دهند، تصميم مي گيرند. فريزر، محقق ديگري كه در سال 1381 كتاب خود را نوشته است، در اين خصوص متذكر مي شود كه يموت ها و گوگلان ها خان ندارند،‌ بلكه ريش سفيداني دارند كه در حق آنان نهايت احترام را به جا مي آورند و در تمام مواردي كه مربوط به مصالح عامه باشد، پند آنان را مي پذیرند. اين ريش سفيدان دعاوي را نیزحل و فصل مي کرند. هـ. ل. رابينو، كه سالها كنسول انگليس در گيلان بوده و سفري هم به مازندران و استراباد می نموده است، در اين مورد مشاهدات خود را راجع به آئين اجتماعي مردم تركمن چنين منعكس مي سازد: "... تركمن هاي ايراني بدو قبيله منسوب اند. يموت و گوگلان كه به تيره هاي جزء و دسته هاي كوچك و آنها نيز بدسته هاي كوچك تر تقسيم مي شوند. اين قبيله ها رئيس خاصي ندارند. با آن كه هر تيره يك آق سقل و يا ريش سفيد دارند، ولي مقام او منشاء قدرت و اثري نيست و فقط بواسطه كبر سن و تجربه و نفوذ شخصي به آن مقام مي رسد… ".
در صحراي تركمن، همه مكلف بودند كه به يكديگر كمك كنند. اگر مشكلي براي كسي،‌ و يا «اوي» و «اوبه» پيش مي آمد، مثلا«سيلي جاري مي شد و خساراتي به بار مي آورد، خانه اي ويران مي گشت، مرگ و ميري در دامها مي افتاد، و يا قحطي در نقطه اي ايجاد مي شد، شورای يا شولي ها بلادرنگ تشكيل مي شد و براي حل مشكل به بحث مي پرداختند. اين شورا، هزينه جبران خسارات را سرشكن مي كرد و به هر خانه سهمي مي رسید و يا تصميم مي گرفت كه ديگران براي رفع مشكل، چه بايد بكنند. گاهي با سرشكن كردن هزينه ها، موضوع فيصله مي یافت و زماني افراد او به همه ملزم مي شدند كه به طور دسته جمعي به كار مجاني و بلاعوض به پردازند و بياري مصيبت ديده بشتابند. اين معاضدت و كمك ها ياور خوانده مي شد.
 
ب)ويژه گيهاي رفتار تجاري تركمنها
رابينو مي گويد: "... در كسب و تجارب و صحت عمل، تركمن ها در سراسر سواحل دريا به قدري معروف اند كه آن ها مي توانند اجناس زياد به طور نسيه مثلا در مشهدسر و بندرگز از تجار بخرند بدون اينكه محتاج به تسليم هيچگونه سندي باشند. تركمن ها هميشه سر موعد، تعهدات خود را انجام مي دهند.".  وي سپس اضافه مي نمايد: "... يك نفر تركمن هيچوقت به خدا قسم نمي خورد و خيلي بندرت سوگند ياد مي كند. حرمت و ستايش ايشان نسبت به خدا آنقدر زياد است كه غالبا حاضرند از ادعائي درباره مثلا ده شتر يا صد گوسفند چشم بپوشند تا آن كه به قيد سوگند مالي را از آن خود سازند. همچنين فرد تركمن هنگام حضور در محكمه راجع به نهب و قتل و غارت از بيان حقيقت هر چند كه بر ضرر او باشد استنكاف ندارد. دشوار است كه در سراسر ايران يك فرد مسلمان مومن پيدا كنيد كه چنين كاري بكند…". "… مردم گوكلان افرادي كشاورزند … تجارت گاو گوسفند و پارچه ابريشمي دارند و درخت توت پرورش مي دهند و كرم ابريشم تربيت مي كنند … مصنوعات ايشان نمد، فرشهاي زبر و مقداري پارچه هاي ابريشمي است.".
ژوبر سياح و محقق فرانسوي راجع به تجارت تركمن ها چنين مي نويسد: "... شهر هشترخان چند كشتي نيز به مصب رود گرگان مي فرستد كه كمي در مشرق قلمرو استرآباد است. تركمن ها به آنجا پوست بره و دارو مي آورند…". سپس اضافه مي كند: "... تركمانان بازاري دارند كه غالبا روس ها با آنجا رفت و آمد دارند و آن نزديك مصب رود بزرگي بنام گرگان واقع شده است كه پنج فرسنگي مشرق استرآباد مي باشد. كشتي هايشان فلزات و برخي كالاها  را از اروپا مي آورند و در ازاء هنگام بازگشت پوست بره و دارو با خود مي آورند…".
اين نوشتجات، حكايت از اين مي نمايد، كه تا قبل از سال 1312/ش. كه رضاخان كاملا بر صحرا مسلط شد و زمين هاي زارعان را تصرف نمود، مردم تركمن در اين دشت اباء و اجدادي خود، به دامداري، كشاورزي، صنايع دستي، تجارت، اشتغال داشته اند. توليدات آنها عبارت بوده است از: اسب، گوسفند، پوست بره، ابريشم، مصنوعات ابريشمي، قالي، قاليچه، گليم، نمد، پنبه، گندم، جو، كنجد و ترياك كه در سواحل درياي خزر، از حاجي طرخان تا مشهدسر و انزلي و باكو عرضه مي شده است. تجار تركمن آنچنان معتبر و مورد قبول بوده اند كه بدون سند، هر نوع معامله اي را انجام مي داده اند. سطح مصرف پائين بود و اين اضافه توليد، بصورت اجناس قيمتي و طلا و نقره در مي آمد. در سال هاي بعد از 1312/ش. كه بانك ملي ايران براي تامين پشتوانه اسكناس شروع بخريد طلا و نقره نمود، دلالان از هر سو به تركمن صحرا هجوم آوردند. يكي از اين دلالان وقتي به نگارنده اظهار داشت كه در سالهاي مزبور طلا و نقره در خانه ها و اوي هاي تركمني به حد وفور یافت میشد. هر زن و دختر تركمن به تناسب بضاعت تا چند كيلو نقره و طلا بصورت تزئينات، بر لباس ها و يا در صندوق هاي خود داشتند و علاوه بر اين در اغلب خانه ها، سكه هاي طلا و نقره در خورجين ها نگهداري مي شدم اند.

ترکمن ادبیّات:

مختومقلی فراغی شاعر و عارف بزرگ تركمن

ادبیّات تورکمن در کل به سه دوره تقسیم میشود:

الف). دوره قبل از دولت محمّد آزادی پدر مختومقلی فراغی

ب). دوره بعداز مختومقلی فراغی تا تقسیم سرزمین ترکمنصحرا توسّط روس و انگلیس و حایل شدن مرزهای دولتی بین ترکمنهای ایران و شمال.

ج). دوره معاصر .

 بي شک مختومقلي فراغي يكي از چند شاعر سرآمد ترك است؛ او چونان پيامبري برانگيخته شد و حديث عشق در گوش جان‌ها خواند و دلسوزانه و مشفقانه و عاشقانه به راهنمايي قوم خويش پرداخت و ديري است كه رخ در حجاب خاك كشيده‌ است اما يادگار باوقارش چون آفتاب هنوز بر گنبد دوّار دنیای ترک مي‌درخشد.

صداقتي ستودني در سروده‌هاي او است كه به سادگي انسان را با خويش همدل مي‌كند و اين صداقت و توفيق ريشه در باوري دارد كه او به حرف‌هاي خود داشت. او رسالت خويش را در قالب شعر به شيواترين وجه ادا نموده است.

مختومقلي، هيچ پادشاهي را مدح نكرده‌ است اما ذم چرا! او با چنان شهامتي «فتّاح» (به روایتی خطاب مختومقلی به نادرشاه بوده و در روایت دیگر فتحعلی خان قاجار را می آورند.) را اندرز مي‌دهد كه گويي هيچ اجیزی ز جانب پادشاه او را تهديد نمي‌كند و ترسي از اريكهي قدرت در دل او نيست. اما مختومقلي قوم خويش را ستوده است، طبيعت بكر تركمن‌صحرا و گرگان را وصف كرده است و به ستايش خدا و رسول و اولياي او پرداخته است و اين به خاطر آزادگي او است.

مختومقلي هرگز دامن لب به ساغر زرّين مي‌ نيالود اما بوسه بر جام بلورين عشق زد و از نخستين عشق پاك خود به «منگلي» تا واپسين عشق خود به حضرت دوست صادق ماند و در اين راه از بسيار چيزها چشم پوشيد و حتي از رسوايي در راه عشق نهراسيد و با شيدايي تمام به دستانسرايي محبوب پرداخت. از اين رو مختومقلي ماندگار و ستودني است. ... 

                                         د. خانگلدی اونق - تورونتو